شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۷
هنر، تجلی فطرت الهی انسان در بستر جامعه است

حوزه / میرزایی گفت: در نگاه دینی، خلاقیت هنری ریشه در فطرت الهی انسان دارد و سیاست‌گذاری فرهنگی باید به‌گونه‌ای باشد که این خلاقیت در مسیر معنا، اخلاق و تعالی اجتماعی شکوفا شود، نه آنکه با مداخلات جزئی محدود شود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، نشست خبری نخستین همایش ملی سیاست‌گذاری هنر در ایران، امروز ۲۵ بهمن‌ماه با حضور حسین میرزایی رئیس همایش و رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، طیبه عزت‌اللهی‌نژاد دبیر اجرایی همایش و علی‌اصغر فهیمی‌فر دبیر علمی همایش، در محل پژوهشگاه فرهنگ و هنر برگزار شد. این نشست، مقدمه‌ای برای برگزاری همایشی است که می‌کوشد نسبت هنر، فرهنگ، هویت اسلامی ـ ایرانی و حکمرانی را در تراز نیازهای امروز جامعه بازخوانی کند.

حسین میرزایی در ابتدای این نشست، با اشاره به اینکه پرداختن به سیاست‌گذاری هنر بدون نگاه تمدنی و فرهنگی ممکن نیست، اظهار کرد: آنچه امروز با عنوان نخستین همایش ملی سیاست‌گذاری هنر برگزار می‌شود، نتیجه یک روند کوتاه‌مدت یا تصمیم اداری مقطعی نیست، بلکه حاصل یک مسیر تدریجی، عمیق و مبتنی بر گفت‌وگوی علمی است که نزدیک به یک‌سال‌ونیم به طول انجامیده است. در این مدت، ۳۱ پیش‌نشست تخصصی با حضور استادان دانشگاه، پژوهشگران، مدیران فرهنگی و فعالان عرصه هنر برگزار شد تا موضوع سیاست‌گذاری هنر از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد.

وی با تأکید بر اینکه هنر در جامعه اسلامی صرفاً یک امر حاشیه‌ای یا تفننی نیست، افزود: در تمدن اسلامی، هنر همواره در پیوند با معنا، حکمت و زیست مؤمنانه تعریف شده است. از معماری مساجد گرفته تا خوشنویسی، شعر، موسیقی آیینی و هنرهای نمایشی، همگی حامل پیام، هویت و جهت‌گیری فرهنگی بوده‌اند. از همین رو، سیاست‌گذاری در حوزه هنر، در واقع بخشی از سیاست‌گذاری کلان فرهنگی و حتی اجتماعی است و نمی‌توان آن را به یک نهاد یا یک وزارتخانه تقلیل داد.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با اشاره به نقش این پژوهشگاه در منظومه تصمیم‌سازی فرهنگی کشور تصریح کرد: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات به‌عنوان اتاق فکر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وظیفه دارد میان ساحت اندیشه و میدان اجرا ارتباط برقرار کند. یکی از آسیب‌های جدی در نظام حکمرانی فرهنگی، فاصله میان دانشگاه، پژوهش و نهادهای تصمیم‌گیر است. تلاش ما در طراحی پیش‌نشست‌های همایش این بود که این فاصله را کاهش دهیم و پژوهش را به متن سیاست‌گذاری بیاوریم.

میرزایی ادامه داد: به همین دلیل، بسیاری از پیش‌نشست‌ها در خود نهادهای اجرایی برگزار شد تا گفت‌وگوها ناظر به مسائل واقعی و مبتلابه باشد. سیاست‌گذاری هنر، امری فرادست است و دستگاه‌های متعددی در آن نقش دارند؛ از شوراهای عالی گرفته تا نهادهای آموزشی، فرهنگی و حتی اقتصادی. اگر این هماهنگی شکل نگیرد، تصمیم‌ها جزیره‌ای خواهد شد و نتیجه آن، تضعیف هنر و سردرگمی جامعه هنری است.

وی با اشاره به ماهیت خاص هنر گفت: هنر از یک‌سو بر خلاقیت فردی و الهام درونی هنرمند استوار است و از سوی دیگر، در بستر اجتماعی و فرهنگی معنا پیدا می‌کند. در نگاه دینی، خلاقیت هنری می‌تواند جلوه‌ای از فطرت الهی انسان باشد؛ اما این خلاقیت زمانی به ثمر می‌نشیند که سیاست‌گذاری، مسیر را هموار کند، نه اینکه جای هنرمند بنشیند. سیاست‌گذاری باید ناظر بر اصول و جهت‌گیری‌ها باشد، نه دخالت در جزئیات.

رئیس همایش با اشاره به نقش اجتماعی هنر افزود: در سنت فکری ما، هنر هم بازتاب‌دهنده واقعیت‌های جامعه است و هم می‌تواند به اصلاح، هدایت و تعالی آن کمک کند. تجربه‌های معاصر، از جمله در حوزه سینمای اجتماعی، نشان می‌دهد که آثار هنری زمانی با مردم ارتباط برقرار می‌کنند که به مسائل واقعی زندگی آنان بپردازند. این همان نقطه‌ای است که هنر، فرهنگ و حکمرانی به یکدیگر گره می‌خورند.

میرزایی در پایان سخنان خود بیان کرد: هدف این همایش آن است که اندیشه‌ورزان و صاحب‌نظران حوزه هنر، از حاشیه به متن فرآیند سیاست‌گذاری بیایند. اگر قرار است سیاست‌گذاری هنر اصلاح شود، باید این اصلاح مبتنی بر دانش، تجربه و گفت‌وگوی مستمر باشد. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات خود را متعهد می‌داند که این مسیر را به‌عنوان یک فرآیند مداوم دنبال کند و به تقویت حکمرانی فرهنگی در تراز انقلاب اسلامی کمک رساند.

در بخش دوم نشست، طیبه عزت‌اللهی‌نژاد، دبیر اجرایی همایش، با اشاره به پیشینه فعالیت پژوهشکده هنر گفت: پژوهشکده هنر از سال ۱۳۸۰ فعالیت خود را آغاز کرده و تأسیس آن، پاسخی به یک ضرورت نهادی بوده است. بر اساس این ضرورت، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات باید نقش چشم و گوش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در عرصه هنر ایفا کند و تحولات این حوزه را به‌صورت علمی رصد و تحلیل کند.

وی افزود: نخستین گروهی که در پژوهشکده هنر شکل گرفت، گروه موسیقی بود و به‌تدریج گروه‌های سینما، هنرهای تجسمی و هنرهای نمایشی نیز به آن افزوده شد. این تنوع نشان می‌دهد که هنر، پدیده‌ای چندوجهی است و سیاست‌گذاری آن نیز نیازمند نگاه جامع و بینارشته‌ای است.

عزت‌اللهی‌نژاد با تأکید بر ضرورت بازگشت به مبانی نظری هنر در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی تصریح کرد: اگر بخواهیم درباره سیاست‌گذاری هنر سخن بگوییم، ابتدا باید بدانیم هنر را چگونه تعریف می‌کنیم. در سنت فکری ایرانی، میان «گوهر» و «هنر» تمایز وجود دارد. گوهر، امری ذاتی و ریشه‌دار در تاریخ و فرهنگ است، اما هنر، توانمندی اکتسابی انسان در مسیر کمال. این نگاه، که در ادبیات فارسی نیز بازتاب یافته، نشان می‌دهد هنر همواره با تربیت، اخلاق و معنا پیوند داشته است.

وی ادامه داد: در مقابل، در سنت غربی، به‌ویژه از یونان باستان به بعد، هنر به‌عنوان ابزاری برای کشف یا آشکارسازی حقیقت تعریف شده است. در فلسفه اسلامی نیز فلاسفه‌ای چون ابن‌سینا و ملاصدرا، هنر را حاصل تعامل عقل، تجربه و خیال می‌دانند. این تعاریف، همگی بر این نکته تأکید دارند که هنر، امری جدی و بنیادین در حیات انسانی است و نمی‌توان آن را از نظام حکمرانی فرهنگی جدا کرد.

دبیر اجرایی همایش با اشاره به نسبت حقیقت، واقعیت و سیاست‌گذاری گفت: سیاست‌گذاری دقیقاً در فاصله میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب شکل می‌گیرد. واقعیت، آن چیزی است که هست و حقیقت، آن چیزی است که باید باشد. حکمرانی فرهنگی، وظیفه دارد این فاصله را با تصمیم‌های عالمانه و مبتنی بر منافع عمومی کاهش دهد. در حوزه هنر نیز، نقش حاکمیت باید تسهیل‌گر باشد، نه مداخله‌گر.

وی با تشریح روند طراحی همایش افزود: پس از بیش از دو دهه فعالیت پژوهشکده هنر، این ضرورت احساس شد که سیاست‌گذاری هنر در ایران، به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی، به‌صورت جامع مورد ارزیابی قرار گیرد. در همین راستا، فراخوان مقالات منتشر شد و با همکاری سه قوه و نهادهای اصلی فرهنگی کشور، ۳۱ پیش‌نشست تخصصی برگزار شد که در آن‌ها دیدگاه‌ها و تجربه‌های متنوع سیاست‌گذاران و مدیران فرهنگی بررسی شد.

عزت‌اللهی‌نژاد با ارائه گزارشی از مقالات همایش گفت: حدود ۵۰ مقاله به دبیرخانه ارسال شد که پس از داوری‌های تخصصی، ۲۷ مقاله پذیرفته شد. همچنین مقالات سفارشی و بخش ویژه «تجربه‌نگاری مدیران سیاست‌گذاری هنر» از دیگر بخش‌های مهم این همایش است که می‌تواند به تقویت حافظه نهادی و انتقال تجربه در نظام فرهنگی کشور کمک کند.

وی یکی از آسیب‌های جدی را نبود انسجام نهادی دانست و افزود: در حوزه آموزش هنر، شکاف میان آموزش عمومی و آموزش عالی، و تصمیم‌گیری‌های جزیره‌ای میان نهادهای مختلف، مانع شکل‌گیری یک راهبرد منسجم شده است. این مسئله، نه‌تنها به هنر، بلکه به فرهنگ عمومی جامعه آسیب می‌زند.

در بخش پایانی نشست، علی‌اصغر فهیمی‌فر، دبیر علمی همایش، با تأکید بر نقش مردم در حکمرانی فرهنگی گفت: مهم‌ترین سرمایه هر نظام فرهنگی، سرمایه اجتماعی است. اگر مردم احساس کنند که دیده می‌شوند و نقش دارند، هنر و رسانه می‌تواند به ابزاری برای تقویت هویت دینی و ملی تبدیل شود.

وی با اشاره به تحولات فناورانه افزود: امروز هنر و رسانه وارد زیست‌بوم جدیدی شده‌اند. مخاطب، دیگر صرفاً دریافت‌کننده پیام نیست، بلکه به کاربر و کنشگر تبدیل شده است. در چنین شرایطی، سیاست‌گذاری فرهنگی نمی‌تواند صرفاً بر کنترل و محدودسازی تکیه کند، بلکه باید بر اعتماد، مشارکت و هدایت فرهنگی استوار باشد.

فهیمی‌فر با اشاره به مفهوم حاکمیت در عصر جدید تصریح کرد: حاکمیت امروز، بیش از هر چیز، حاکمیت بر دل‌ها و باورهاست. تقوای سیاسی و فرهنگی به این معناست که به بصیرت مردم اعتماد کنیم. تجربه‌های سال‌های اخیر نشان داده است که جامعه، در بزنگاه‌های حساس، قدرت تشخیص دارد و می‌تواند مسیر درست را انتخاب کند.

وی در پایان تأکید کرد: سیاست‌گذاری فرهنگی و هنری اگر مردم‌محور، شجاعانه و مبتنی بر فهم تحولات فناوری باشد، می‌تواند به تقویت سرمایه اجتماعی و تحقق حکمرانی فرهنگی در تراز انقلاب اسلامی کمک کند؛ مسیری که هنر، در آن نه حاشیه، بلکه یکی از ستون‌های اصلی هویت و تمدن اسلامی ـ ایرانی خواهد بود.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha